|
وبلاگ حرفه و فن
حرفه و فن
![]() بیاموزید که مجروح کردن قلب دیگران بیش از دقایقی طول نمی کشد ولی برای التیام بخشیدنِ آن، به سالها وقت نیاز است.
بیاموزید که هرگز نمی توانید کسی را مجبور به دوست داشتنِ خود کنید، زیرا عشق و علاقه دیگران نسبت به شما آیینهای از کردار و اخلاق خود شما است. بیاموزید که دوستان واقعی شما کسانی هستند که با ضعف و نقصان های شما آشنایند ولیکن شما را همان گونه که هستید دوست دارند. بیاموزید که داشتن چیزهای قیمتی و نفیس به زندگی شما بها نمی دهد. بلکه آنچه با ارزش است بودن افراد بیشتر در زندگی شماست. ![]() بیاموزید که دیگران را در برابر خطا و بی مهریای که نسبت به شما روا میدارند مورد بخشش خود قرار دهید و این عمل پسندیده را با ممارست بیشتر در خود تقویت نمایید. بیاموزید که دو نفر می توانند به یک چیز یکسان نگاه کنند ولی برداشت آن دو از آن، هیچ گاه یکسان نخواهد بود. بیاموزید در برابر خطای خود فقط به عفو و بخشش دیگران بسنده نکنید، آنگاه که مورد آمرزش وجدان خود قرار گرفتید راضی و خشنود شوید. بیاموزید که توانگر کسی نیست که بیشتر دارد، بلکه آن است که خواسته های کمتری دارد... ای بنده من به خاطر داشته باش که مردم گفته های تو را فراموش می کنند، مردم کرده های تو را نیز از یاد خواهند برد، ولی هرگز احساس تو را نسبت به خویش از خاطر نخواهند برد.
عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید ناخوانده درس مقصود، از کارگاه هستی پنجشنبه 18 شهریور 1389 :: 18:55 :: نويسنده : herfe20 ![]() چای، چای سبز، آب معدنی، قهوه، نسكافه، كاپوچینو، كافه میكس یا... هیچكدام از نوشیدنی ها جواب صحیح نیست،اگر كنجكاو شده اید و می خواهید بدانید جواب این معما چیست، متن زیر را به دقت بخوانید: طی تحقیقات پروفسور بردیشیف روسی راز طول عمر رهبران اتحاد جماهیر شوروی سابق، هند و كره شمالی نوشیدن این آب است. این پروفسور روسی كه 82 سال سن دارد در خصوص چگونگی تهیه این آب دستور زیر را ارائه داده است: آب معمولی شیر را منجمد و سپس آن را از یخچال خارج كرده و اجازه دهید تا دوباره ذوب شود به اندازه ای كه درون ظرف فقط قطعه یخی به حجم یك تخم مرغ باقی بماند. این قطعه یخ تمام ناخالصی های آب را از جمله موادی كه سلول های بدن را از بین می برد، به خود جذب می كند. با خارج كردن این قطعه یخ یك لیوان آب سبك به دست می آید كه مفیدترین نوشیدنی دنیا است و همچنین در طولانی كردن عمر انسان نیز موثراست. پنجشنبه 18 شهریور 1389 :: 18:55 :: نويسنده : herfe20 |
|
|||||||
|
|

حالا در این شب های قدر اگر قرآن بر سر می گذاریم، هدف تنها این نباشد که خدا گناهان ما را بیامرزد، ما را به جهنم نبرد، ما را به بهشت ببرد. اینها ریخت و پاش سفره شب قدر است. وقتی یک دولتی سفره ای پهن کرد، مائده الهی و مأدبه الهی چید، مهمان های خود را به بهترین وجه پذیرایی می کند. وقتی مهمان ها برخاستند، سفره جمع می شود و آن ریزه های سفره را می ریزند برای مرغ ها...ریزه سفره شب قدر این است که کسی نسوزد، به جهنم نرود و... در واقع اینها شب قدر نیست.
شب قدر آن است که انسان طیارگونه دست هزاران نفر را بگیرد و به بهشت ببرد. در دنیا رفتار او، گفتار او، سیرت او، سنت او آموزنده باشد. هزاران نفر را زنده کند و در آخرت هم هزاران نفر را شفاعت. اگر ما بتوانیم در کنار سفره الهی و دولت قرآن بنشینیم، چرا در انتهای صف باشیم؟ چرا دنبال آن ریزه های سفره تکان ها باشیم؟
به ما گفتند هر کسی به اندازه قدر خود شب قدر را درک میکند و قدر هر کسی هم به اندازه قدر همت اوست. اگر ما به اندازه همتمان دولت قرآن را و دولت قدر را میتوانیم ادراک کنیم، چرا همت نطلبیم؟ ما قبل از این که از خدا مظروف بخواهیم، ظرف و ظرفیت هم طلب کنیم. هرگز نمیتوان گفت: چون ما ظرفیتمان اینقدر بود، خدا به ما اینقدر داد. این سخن نیمی از ثواب است، نه همه ثواب. سخن صائب، ثواب، منزه از خطا، مبرای از اشتباه آن است که هم ظرف بخواهیم، هم مظروف.
آن یکی فیضاش گدا آرد پدید
وان دگر بخشد گدایان را مزید
التماس دعا
|
|||||||
آن روز بعد از ظهر، اديسون غرق در تفكر ناپديد شد. پدر كه نگران شده بود، همه جا را به دنبال او گشت؛ آبگذر نزديك خانه، كه يك بار نزديك بود اديسون در آن غرق شود؛ آسياب بزرگ شهر كه ماشين هاي بخار پرسروصداي آن هميشه توجه اديسون را جلب مي كرد؛ پيرامون ساختمان الوارسازي پدر و سرانجام پدر او را در حالي كه روي حصيرهاي انبار پهلوي خانه دراز كشيده بود، يافت. زير او، لا به لاي تودهاي از تخممرغهاي شكسته و زردههاي بيرون زده، تعداد زيادي تخممرغ سالم نيز ديده مي شد! اديسون پسر كنجكاوي بود كه در هر كاري سرك ميكشيد. او با ديدن چيزهاي تازه، به فكر فرو ميرفت و با پرسشهايش مردم را به ستوه ميآورد. سپس براى آزمودن پاسخهايي كه شنيده بود، آزماشهايي انجام ميداد. آن روز هم اديسون در حال آزمايش گفتههاي مادرش بود. او از مادر پرسيده بود كه چرا مرغ روي تخمهايش ميخوابد. مادر دليل آن را برايش توضيح داده بود. او پرسيده بود كه چرا مرغ ميخواهد تخمهايش را گرم كند. مادر باز هم پاسخ او را داده بود. اديسون تصميم گرفت در اينباره آزمايشي انجام دهد. نتيجه آزمايش او اين شد كه مرغها ميتوانند روي تخمها بخوابند و جوجه بياورند، اما آدم ها به دلايلي نمي توانند اين كار را انجام دهند. اما مدرسه از اين شاگرد كنجكاو استقبال نكرد. مدير مدرسه مانند همهي معلمان آن زمان، عقيده داشت كه دانش و دانستنيها را بايد با خشونت به شاگردان آموخت. اديسون زياد ميپرسيد و همين موضوع معلم را بيشتر خشمگين ميكرد. معلم پرسشهاي زياد او را نشانه كند ذهنياش ميدانست! اديسون بارها به خاطر پرسشهاي فراوانش تنبيه شد. سرانجام بدرفتاري معلم، باعث شد اديسون از مدرسه بگريزد و ديگر به آنجا باز نگردد. اديسون را پس از آن به مدرسه ديگري فرستادند، اما او اين مدرسه را نيز دوست نداشت و اغلب در كلاس درس حاضر نميشد. به ناچار مادرش تصميم گرفت خودش آموزش او را بر عهده بگيرد. در نه سالگي، مادر نخستين كتاب علمي را به او داد. نام آن، مكتب فلسفه طبيعي بود. آن كتاب آزمايشهاي سادهاي را شرح ميداد كه خواننده در خانه نيز ميتوانست آنها را انجام دهد. زندگي اديسون با خواندن آن كتاب دگرگون شد. او كتاب را با اشتياق از آغاز تا پايان خواند و همهي آزمايشها را انجام داد. سپس تصميم گرفت آزمايشگاهي براي خودش بسازد. او مقداري مواد شيميايي خريد و خرده ريزههايي از وسايلي مانند سيم، از اينجا و آنجا فراهم كرد و آزمايشگاهي در اتاق خوابش ترتيب داد. او در آزمايشي بايد موي دو گربه را به هم مالش ميداد تا الكتريسيته ساكن توليد شود. او دم گربه را به سيمي بست، اما...
روز بیست و یکم ماه رمضان یادآور شوم ترین روز بعد از وفات رسول خدا (ص) است، زیرا همگان فردی بزرگ با ویژگی های زیر را از دست دادند. پیشگام در نماز: حضرت علی(ع) نخستین فردی بودند که به پیامبر اکرم(ص) ایمان آوردند و در نماز به آن حضرت اقتدا کردند. رسول اکرم(ص) فرمودند، هفت سال ملائکه با من و علی(ع) نماز خواندند و این در حالی بود که جز او کسی با من در این نماز همراه نبود. علی بن ابیطالب(ع) در نهج البلاغه نیز می فرمایند: پروردگارا من نخستین کسی هستم که به سوی تو بازگشتم و پیام تو را شنیدم و دعوت پیامبرت را پاسخ دادم و در نماز خواندن، جز پیامبرت کسی بر من سبقت نگرفته است. علی از قرآن جدا نمی شود: رسول خدا(ص) در یکی از روزهای بیماری خود، در حالی که اصحاب در کنار بستر ایشان نشسته بودند، خطاب به آنها فرمودند: عمر من به پایان رسیده است و به زودی از بین شما خواهم رفت، آگاه باشید که من کتاب خدا و عترت و اهل بیت خودم را در بین شما می گذارم. سپس دست علی بن ابیطالب(ع) را بالا بردند و فرمودند: «و هذا علیّ مع القرآن و القرآن مع علّی...؛ علی با قرآن است و قرآن با علی همراه است این دو جانشین من، یار هم اند، تا روز قیامت از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر به من ملحق شوند. آنگاه از شما درباره چگونگی رفتار با این دو جانشینی خود سئوال خواهم کرد.» غذای حضرت: ام کلثوم(س) نقل می کند که پدرم شب نوزدهم رمضان در خانه ما مهمان بودند. هنگام افطار سفره را پهن کردم و دو قرص نان و کاسه ای شیر و مقداری نمک در سفره گذاشتم. وقتی نگاه ایشان به آن سفره افتاد، کمی مکث کردند و سپس با صدای بلند گریستند و فرمودند: فکر نمی کردم که دخترم به من بدی کند. عرض کردم پدر جان چه کرده ام؟ ایشان فرمودند: برای من دو خورش حاضر کرده ای؟ مگر نمی دانی من از برادر و پسر عمویم پیامبر(ص) پیروی می کنم که هرگز دو خورش در یک سفره ننهاد؟ ای دخترم هر کس که خوراک و پوشاک او در دنیا نیکوتر است، در قیامت او را برای سئوال و جواب، بیشتر نگاه می دارند... به خدا قسم تا یکی از خورش ها را بر نداری افطار نخواهم کرد. ام کلثوم(س) می گوید: شیر را برداشتم و پدرم با نان و نمک افطار کردند.علی(ع) و مسجدسازی: یکی از مهمترین خدمات اجتماعی از دیدگاه قرآن ساختن و تعمیر مساجد است که از نشانه های ایمان به خدا و آخرت محسوب می شود. از بررسی های تاریخی چنین معلوم می شود که علی بن ابیطالب(ع) همانطور که در سایر امور پیشگام بودند، در این امر مهمّ اجتماعی و فرهنگی نیز همواره پیشقدم بودند و در طول عمر مبارک خود در ساختن و آبادسازی مساجد زیادی شرکت داشته اند که تعدادی از آنها عبارتند از: مسجد الفتح در مدینه، مسجدی در کنار قبر شریف حضرت حمزه در اُحد، مسجدی در میقات، مسجدی در شهر کوفه، مسجدی در شهر بصره.