وبلاگ حرفه و فن
حرفه و فن
پنج‌شنبه 18 شهریور 1389 :: 18:55 :: نويسنده : herfe20
цветы

بیاموزید که مجروح کردن قلب دیگران بیش از دقایقی طول نمی کشد ولی برای التیام بخشیدنِ آن، به سالها وقت نیاز است.

 

بیاموزید که هرگز نمی توانید کسی را مجبور به دوست داشتنِ خود کنید، زیرا عشق و علاقه دیگران نسبت به شما آیینه‌ای از کردار و اخلاق خود شما است.

بیاموزید که دوستان واقعی شما کسانی هستند که با ضعف و نقصان های شما آشنایند ولیکن شما را همان گونه که هستید دوست دارند.

بیاموزید که داشتن چیزهای قیمتی و نفیس به زندگی شما بها نمی دهد. بلکه آنچه با ارزش است بودن افراد بیشتر در زندگی شماست.

цветы

بیاموزید که دیگران را در برابر خطا و بی مهری‌ای که نسبت به شما روا می‌دارند مورد بخشش خود قرار دهید و این عمل پسندیده را با ممارست بیشتر در خود تقویت نمایید.

بیاموزید که دو نفر می توانند به یک چیز یکسان نگاه کنند ولی برداشت آن دو از آن، هیچ گاه یکسان نخواهد بود.

بیاموزید در برابر خطای خود فقط به عفو و بخشش دیگران بسنده نکنید، آنگاه که مورد آمرزش وجدان خود قرار گرفتید راضی و خشنود شوید.

بیاموزید که توانگر کسی نیست که بیشتر دارد، بلکه آن است که خواسته های کمتری دارد...

ای بنده من به خاطر داشته باش که مردم گفته های تو را فراموش می کنند، مردم کرده های تو را نیز از یاد خواهند برد، ولی هرگز احساس تو را نسبت به خویش از خاطر نخواهند برد.

 

عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید             ناخوانده درس مقصود، از کارگاه هستی

پنج‌شنبه 18 شهریور 1389 :: 18:55 :: نويسنده : herfe20
آب

چای، چای سبز، آب معدنی، قهوه، نسكافه، كاپوچینو، كافه میكس یا...

هیچكدام از نوشیدنی ها جواب صحیح نیست،اگر كنجكاو شده اید و می خواهید بدانید جواب این معما چیست، متن زیر را به دقت بخوانید:

طی تحقیقات پروفسور بردیشیف روسی راز طول عمر رهبران اتحاد جماهیر شوروی سابق، هند و كره شمالی نوشیدن این آب است. این پروفسور روسی كه 82 سال سن دارد در خصوص چگونگی تهیه این آب دستور زیر را ارائه داده است:

آب معمولی شیر را منجمد و سپس آن را از یخچال خارج كرده و اجازه دهید تا دوباره ذوب شود به اندازه ای كه درون ظرف فقط قطعه یخی به حجم یك تخم مرغ باقی بماند. این قطعه یخ تمام ناخالصی های آب را از جمله موادی كه سلول های بدن را از بین می برد، به خود جذب می كند. با خارج كردن این قطعه یخ یك لیوان آب سبك به دست می آید كه مفیدترین نوشیدنی دنیا است و همچنین در طولانی كردن عمر انسان نیز موثراست.

پنج‌شنبه 18 شهریور 1389 :: 18:55 :: نويسنده : herfe20

چرا پای ما بو می گیرد؟

 

پاهای شما بخش مهمی از بدنتان هستند. اگر آن ها را نداشتید نمی توانستید بایستید، قدم زنان به این طرف و آن طرف بروید یا بدوید. پاهای شما دایماً به سختی کار می کنند. آن ها خسته می شوند، عرق می ریزند و در نتیجه بو می گیرند. تصور کنید در یک روز گرم به بیرون می روید و ساعت ها به گردش و تفریح می پردازید، مثلاً به شهربازی می روید. حال کمی به پاهای خود فکر کنید! تمام مدت که به خوش گذرانی پرداخته اید آن ها در کتانی یا کفش تان محبوس بوده اند. در راه برگشت، در اتوبوس، پاهایتان را از کفش در می آورید. احساس خوبی دارد؛ اما پایتان بو می دهد و سر و صدای دیگر مسافران در می آید: «آه! چه بوی بدی.»، «وای چه بوی وحشتناکی!»، «این دیگر بوی چیست؟»، «چه کسی کفشش را در آورده است؟»

 

بوی بد پا به خاطر باکتری هاست. باکتری ها دوست دارند در مکانی تاریک و نمناک زندگی کنند. داخل کفشی که از عرق پا خیس شده است، یکی از بهترین مکان ها برای زندگی باکتری هاست. اگر شرایط زندگی برای باکتری مهیا باشد آن ها در کفش شما به مهمانی و جشن می پردازند. این باکتری ها سلول های مرده ی پوست پا و چربی موجود در عرق پا را می خورند. وقتی تکثیر یافتند و از آنچه گفتم تغذیه کردند، دافعه ی شان را به صورت اسیدهایی از خود دفع می کنند. این همان اسیدها هستند که بوی بدی دارند.

 

10 تا 15 درصد از مردم بوی پایشان خیلی بد است. چرا؟ چون پای آن ها بیشتر عرق می کند و مکان مناسبی برای زندگی نوعی باکتری مخصوص به نام «مایکروکاکوس سدنتاربوس» می شود. این باکتری ها غیر از این که اسید بد بو از خود تولید می کنند ماده ی دیگری به نام ترکیب گازی سولفور از خود به جا می گذارند. ترکیبات سولفوری بوی وحشتناک و غیر قابل تحملی دارند. اگر تخم مرغ گندیده ای را بو کشیده باشید، متوجه می شوید که این ترکیبات چه بوی بدی دارند...ادامه مطالب



ادامه مطلب ...
پنج‌شنبه 18 شهریور 1389 :: 18:55 :: نويسنده : herfe20
 
 
 
 
 
   
 
 
وقتی بچه ای از رانده شدن در رنج است، این احساس را در همه جا می یابد؛ حتی در آنجا که وجود ندارد. یا بدتر از آن، چون خود را برای برخورد با آن آماده کرده، به سوی آن جذب می شود.
نوشته بالا قستی از رمان شرق بهشت اثر نویسنده جان اشتین بک است. به جمله آخر آن خوب توجه کنید: «چون خود را برای برخورد با آن آماده کرده، به سوی آن جذب می شود.»
این جمله نشان می دهد که آقای اشتین بک هم مانند بسیاری از فرهیختگان و نخبگان گذشته از زیباترین قانون جهان، یعنی قانون جذب با خبر بوده است. به این دلیل گفتم زیباترین قانون جهان، چون این خود شما هستید که می توانید هر طور مایلید این قانون را برای زندگی خود وضع و اجرا کنید. شما می توانید مثل همان بچه کتاب اشتین بک از قانون جذب استفاده کنید یا این که با قدرت، برای پیشبرد و رونق بخشیدن به زندگی خود آن را به کار گیرید. مهم ترین نکته ای که باید مد نظر قرار دهید این است که: این قانون کاملا در خدمت شماست. این شما هستید که آن را به زندگی خودتان دعوت می کنید.
قانون جذب در واقع همان افکار و تصورات شماست، زیرا در زندگی، شما همانی هستید و خواهید بود که به آن فکر می کنید. اگر در ذهن خود یک دختر یا پسر موفق و شاد را تجسم کنید و با اراده ای قوی و از ته قلب خواهان رسیدن به این خواسته باشید، در این هنگام قانون جذب یا همان کائنات با تمام قدرت و با استفاده از تمامی ابزارها، شما را به سمت خواسته تان سوق می دهد و برعکس اگر در ذهنتان خود را فردی ناموفق تصور کنید، باز هم کائنات تلاش می کند که شما را به این مقصود برساند.
شاید فکر کنید کائنات یا قانون جذب، بی شعور و بی اراده باشد. اما این طور نیست!
قانون جذب کاملا با اراده و با شعور است. در حقیقت ذهن شما، اراده و شعور قانون جذب است. ذهن شماست که قانون جذب را هدایت می کند. اما به این نکته هم توجه کنید که فقط طلب کردن کافی نیست. برای جذب قانون جذب، باید به آن ایمان کامل داشته باشید.
برای مثال اگر می خواهید یک نویسنده خبره و موفق شوید، تنها خواستن شما کافی نیست. شما باید تمام وجودتان در مسیر نویسنده موفق شدن در حرکت باشد. ممکن است در طول راه با موانعی برخورد کنید. اما ایمان شما باید آن قدر قوی باشد که به راحتی از این موانع رد شوید. شما باید از همین الان خودتان را یک نویسنده موفق ببینید. وقتی کائنات شور و شوق و اراده واقعی شما را برای یک نویسنده موفق شدن می بیند، تمامی سعی خود را می کند تا شما را به آن هدف برساند.
همان طور که گفتم، حالا انتخاب با شماست. چه بخواهید شاد باشید چه غمگین، چه برنده یا بازنده، موفق یا ناموفق، قانون جذب کاملا در خدمت شماست.
بنابراین دوست من! بهتر است تو هم بیکار ننشینی و برای فتح قله های موفقیت و شادکامی، از همین الان قانون جذب را به زندگی خود دعوت کنی.
پنج‌شنبه 18 شهریور 1389 :: 18:55 :: نويسنده : herfe20
شهادت حضرت علی (ع) بر شیعیان آن حضرت و تمام مسلمین جهان تسلیت باد

شب قدر

حالا در این شب های قدر اگر قرآن بر سر می گذاریم، هدف تنها این نباشد که خدا گناهان ما را بیامرزد، ما را به جهنم نبرد، ما را به بهشت ببرد. اینها ریخت و پاش سفره شب قدر است. وقتی یک دولتی سفره ای پهن کرد، مائده الهی و مأدبه الهی چید، مهمان های خود را به بهترین وجه پذیرایی می کند. وقتی مهمان ها برخاستند، سفره جمع می شود و آن ریزه های سفره را می ریزند برای مرغ ها...ریزه سفره شب قدر این است که کسی نسوزد، به جهنم نرود و... در واقع اینها شب قدر نیست.

شب قدر آن است که انسان طیارگونه دست هزاران نفر را بگیرد و به بهشت ببرد. در دنیا رفتار او، گفتار او، سیرت او، سنت او آموزنده باشد. هزاران نفر را زنده کند و در آخرت هم هزاران نفر را شفاعت. اگر ما بتوانیم در کنار سفره الهی و دولت قرآن بنشینیم، چرا در انتهای صف باشیم؟ چرا دنبال آن ریزه های سفره تکان ها باشیم؟

به ما گفتند هر کسی به اندازه قدر خود شب قدر را درک می‌کند و قدر هر کسی هم به اندازه قدر همت اوست. اگر ما به اندازه همت‌مان دولت قرآن را و دولت قدر را می‌توانیم ادراک کنیم، چرا همت نطلبیم؟ ما قبل از این که از خدا مظروف بخواهیم، ظرف و ظرفیت هم طلب کنیم. هرگز نمی‌توان گفت: چون ما ظرفیتمان اینقدر بود، خدا به ما اینقدر داد. این سخن نیمی از ثواب است، نه همه ثواب. سخن صائب، ثواب، منزه از خطا، مبرای از اشتباه آن است که هم ظرف بخواهیم، هم مظروف.

                               آن یکی فیض‌اش گدا آرد پدید

                                                                         وان دگر بخشد گدایان را مزید

التماس دعا

پنج‌شنبه 18 شهریور 1389 :: 18:55 :: نويسنده : herfe20

 










جوان ها همه چیز را سفید و یا سیاه می بینند. آنها یا همه چیز را با هم می خواهند ویا هیچ چیز نمی خواهند و این نوع تفکر آنها را به شدت شکننده و آسیب پذیر می کند.
جدل، گفت وگو و تمرکز بر روی برخی مسائل اجتماعی و فلسفی که بزرگسالان براحتی از کنار آنها می گذرند، از دیگر خصایص جوانان است. جوان ها همواره خود را در یک مجلس خیالی تصور می کنند که دراین مجلس همه به او توجه می کنند و همین امر باعث حساسیت زیاد آنها بر روی تیپ و آرایشی که دارند می شود و خانواده ها باید این موضوع را درک کنند.
جوان ها پس از طی دوران نوجوانی و مسائل بلوغ مربوط به آن دوره به دنبال یک هویت برای خود می گردند. جوان پس از این دوره از خود می پرسد من کی هستم و چه هدفی دارم؟ در واقع او به دنبال یک معیار فکری و تعهد درونی و سرسپردگی به هدفی خاص است تا ادامه زندگی اش را با آنها سر و سامان بدهد.
نقش اطرافیان از جمله خانواده در تشکیل هویت جوان از هویت های کسب شده، ضبط شده و به تعویق افتاده و آشفته به عنوان انواع هویت بسیار موثر است. درهویت کسب شده جوان پس از طی مسائل، سختی ها و حل کردن مشکلات به یک استقلال فکری و شخصیت پذیرفته شده در جامعه می رسد.
جوانی که هویت ضبط شده دارد جوانی است که بیشتر اطرافیان برای او تصمیم گرفته اند و او عقاید را از اطرافیان خود بدست آورده و همین امر باعث می شود که در آینده اگر مشکلی برای شخص پیش بیاید به تنهایی قادر به حل کردن آن نیست.
هویت تعویق افتاده مربوط به کسانی است که بحران را طی کرده اما هیچ فکر و ایده ای کسب نکرده و از هنجارهای اجتماعی نظیر اشتغال و ازدواج عقب افتاده اند و هویت آشفته هم مختص به افرادی در جامعه است که هنوز بحران ها را طی نکرده اند و همان تفکرات و ویژگی های دوران نوجوانی را با خود به همراه دارند.
بزرگسالان برای ارتباط با جوانان باید دنیا را از دریچه چشم آنها نگاه کنند. آرمان ها و عقاید جوانان با بزرگسالان تفاوت دارد و این وظیفه افراد بزرگسال است که با جوان ها با زبان جوانی حرف بزنند.
جوان ها دغدغه های زیادی دارند و نباید با آنها زیاد جر و بحث کرد بلکه باید به این قشر حساس جامعه اجازه نظردادن، حرف زدن و تصمیم گرفتن بدهیم.
باید نظرها و دیدگاههای خوب و مفید جوانان را بپذیریم و به یک شخص جوان اجازه حرف زدن بدهیم، حتی اگر حرفهایش درست نباشد خود او در زمان مطرح کردن عقایدش به این نتیجه می رسد و همین مسئله باعث خواهدشد که نظر خود را تغییر دهد.
جوان ها بسیاری از عادات و آرمان های خود را از محیط همسالان می گیرند. گاهی آرمان ها و خواست هایی به جوان القا می شود که خانواده توانایی برآورده کردن همه آنها را ندارند و این وضعیت خانواده ها را دچار مشکل می کند.
برای تربیت یک جوان موفق باید تربیت درست را از کودکی آغاز کرد.
در علم روانشناسی از انسانیت، اخلاق، فرهنگ و دین به عنوان ترمزهای درونی یاد می شود و اگر این چهار مورد از کودکی به خوبی در فرد نهادینه شده باشد دیگر او دچار انحراف نمی شود.
والدین نمی توانند همیشه ناظر بر اعمال فرزندان خود باشند بلکه یک پاسبان درونی آنهاست که در صورت تثبیت شدن به خوبی افراد اجتماع را از رفتن به سوی انواع انحرافات دور می کند.
پنج‌شنبه 18 شهریور 1389 :: 18:55 :: نويسنده : herfe20

ادیسونآن روز بعد از ظهر، اديسون غرق در تفكر ناپديد شد. پدر كه نگران شده بود، همه جا را به دنبال او گشت؛ آبگذر نزديك خانه، كه يك بار نزديك بود اديسون در آن غرق شود؛ آسياب بزرگ شهر كه ماشين هاي بخار پرسروصداي آن هميشه توجه اديسون را جلب مي كرد؛ پيرامون ساختمان الوارسازي پدر و سرانجام پدر او را در حالي كه روي حصيرهاي انبار پهلوي خانه دراز كشيده بود، يافت. زير او، لا به لاي توده‌اي از تخم‌مرغ‌هاي شكسته و زرده‌هاي بيرون زده، تعداد زيادي تخم‌مرغ سالم نيز ديده مي شد! اديسون پسر كنجكاوي بود كه در هر كاري سرك مي‌كشيد. او با ديدن چيزهاي تازه، به فكر فرو مي‌رفت و با پرسش‌هايش مردم را به ستوه مي‌آورد. سپس براى آزمودن پاسخ‌هايي كه شنيده بود، آزماش‌هايي انجام مي‌داد. آن روز هم اديسون در حال آزمايش گفته‌هاي مادرش بود. او از مادر پرسيده بود كه چرا مرغ روي تخم‌هايش مي‌خوابد. مادر دليل آن را برايش توضيح داده بود. او پرسيده بود كه چرا مرغ مي‌خواهد تخم‌هايش را گرم كند. مادر باز هم پاسخ او را داده بود. اديسون تصميم گرفت در اين‌باره آزمايشي انجام دهد. نتيجه آزمايش او اين شد كه مرغ‌ها مي‌توانند روي تخم‌ها بخوابند و جوجه بياورند، اما آدم ها به دلايلي نمي توانند اين كار را انجام دهند. اما مدرسه از اين شاگرد كنجكاو استقبال نكرد. مدير مدرسه مانند همه‌ي معلمان آن زمان، عقيده داشت كه دانش و دانستني‌ها را بايد با خشونت به شاگردان آموخت. اديسون زياد مي‌پرسيد و همين موضوع معلم را بيشتر خشمگين مي‌كرد. معلم پرسش‌هاي زياد او را نشانه كند ذهني‌اش مي‌دانست! اديسون بارها به خاطر پرسش‌هاي فراوانش تنبيه شد. سرانجام بدرفتاري معلم، باعث شد اديسون از مدرسه بگريزد و ديگر به آنجا باز نگردد. اديسون را پس از آن به مدرسه ديگري فرستادند، اما او اين مدرسه را نيز دوست نداشت و اغلب در كلاس درس حاضر نمي‌شد. به ناچار مادرش تصميم گرفت خودش آموزش او را بر عهده بگيرد.  در نه سالگي، مادر نخستين كتاب علمي را به او داد. نام آن، مكتب فلسفه طبيعي بود. آن كتاب آزمايش‌هاي ساده‌اي را شرح مي‌داد كه خواننده در خانه نيز مي‌توانست آن‌ها را انجام دهد. زندگي اديسون با خواندن آن كتاب دگرگون شد. او كتاب را با اشتياق از آغاز تا پايان خواند و همه‌ي آزمايش‌ها را انجام داد. سپس تصميم گرفت آزمايشگاهي براي خودش بسازد. او مقداري مواد شيميايي خريد و خرده ريزه‌هايي از وسايلي مانند سيم، از اينجا و آنجا فراهم كرد و آزمايشگاهي در اتاق خوابش ترتيب داد. او در آزمايشي بايد موي دو گربه را به هم مالش مي‌داد تا الكتريسيته ساكن توليد شود. او دم گربه را به سيمي بست، اما...

پنج‌شنبه 18 شهریور 1389 :: 18:25 :: نويسنده : herfe20

شهادت علی ع تسلیت بادروز بیست و یکم ماه رمضان یادآور شوم ترین روز بعد از وفات رسول خدا (ص) است، زیرا همگان فردی بزرگ با ویژگی های زیر را از دست دادند. پیشگام در نماز: حضرت علی(ع) نخستین فردی بودند که به پیامبر اکرم(ص) ایمان آوردند و در نماز به آن حضرت اقتدا کردند. رسول اکرم(ص) فرمودند، هفت سال ملائکه با من و علی(ع) نماز خواندند و این در حالی بود که جز او کسی با من در این نماز همراه نبود. علی بن ابیطالب(ع) در نهج البلاغه نیز می فرمایند: پروردگارا من نخستین کسی هستم که به سوی تو بازگشتم و پیام تو را شنیدم و دعوت پیامبرت را پاسخ دادم و در نماز خواندن، جز پیامبرت کسی بر من سبقت نگرفته است. علی از قرآن جدا نمی شود: رسول خدا(ص) در یکی از روزهای بیماری خود، در حالی که اصحاب در کنار بستر ایشان نشسته بودند، خطاب به آنها فرمودند: عمر من به پایان رسیده است و به زودی از بین شما خواهم رفت، آگاه باشید که من کتاب خدا و عترت و اهل بیت خودم را در بین شما می گذارم. سپس دست علی بن ابیطالب(ع) را بالا بردند و فرمودند: «و هذا علیّ مع القرآن و القرآن مع علّی...؛ علی با قرآن است و قرآن با علی همراه است این دو جانشین من، یار هم اند، تا روز قیامت از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر به من ملحق شوند. آنگاه از شما درباره چگونگی رفتار با این دو جانشینی خود سئوال خواهم کرد.» غذای حضرت: ام کلثوم(س) نقل می کند که پدرم شب نوزدهم رمضان در خانه ما مهمان بودند. هنگام افطار سفره را پهن کردم و دو قرص نان و کاسه ای شیر و مقداری نمک در سفره گذاشتم. وقتی نگاه ایشان به آن سفره افتاد، کمی مکث کردند و سپس با صدای بلند گریستند و فرمودند: فکر نمی کردم که دخترم به من بدی کند. عرض کردم پدر جان چه کرده ام؟ ایشان فرمودند: برای من دو خورش حاضر کرده ای؟ مگر نمی دانی من از برادر و پسر عمویم پیامبر(ص) پیروی می کنم که هرگز دو خورش در یک سفره ننهاد؟ ای دخترم هر کس که خوراک و پوشاک او در دنیا نیکوتر است، در قیامت او را برای سئوال و جواب، بیشتر نگاه می دارند... به خدا قسم تا یکی از خورش ها را بر نداری افطار نخواهم کرد. ام کلثوم(س) می گوید: شیر را برداشتم و پدرم با نان و نمک افطار کردند.علی(ع) و مسجدسازی: یکی از مهمترین خدمات اجتماعی از دیدگاه قرآن ساختن و تعمیر مساجد است که از نشانه های ایمان به خدا و آخرت محسوب می شود. از بررسی های تاریخی چنین معلوم می شود که علی بن ابیطالب(ع) همانطور که در سایر امور پیشگام بودند، در این امر مهمّ اجتماعی و فرهنگی نیز همواره پیشقدم بودند و در طول عمر مبارک خود در ساختن و آبادسازی مساجد زیادی شرکت داشته اند که تعدادی از آنها عبارتند از: مسجد الفتح در مدینه، مسجدی در کنار قبر شریف حضرت حمزه در اُحد، مسجدی در میقات، مسجدی در شهر کوفه، مسجدی در شهر بصره.

پنج‌شنبه 18 شهریور 1389 :: 18:25 :: نويسنده : herfe20

سفر 12000 روزه یک فضاپیما



ادامه مطلب ...
پنج‌شنبه 18 شهریور 1389 :: 18:25 :: نويسنده : herfe20
درباره وبلاگ

به نام خالق هستی .به وبلاگ من خوش آمدید.این وبلاگ توسط قاسمی دبیر حرفه وفن طراحی گردیده است.اميد است همکاران، دوستان و دانش آموزان عزيز با نظرات و پيشنهادات سازنده خود،در هر چه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ مرا ياري نمايند.
پيوندها
نويسندگان
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران